تبليغاتX
۩ هبوط در تنهایی شریعتی
.:: Yes, the brother was like this ::.
متن زندگینامه ی مرحوم دکتر علی شریعتی به صورت فایل PDF در وبلاگ بارگذاری شده است.

جهت دریافت فایل اینجا کلیک کنید.

توجه: جهت مشاهده محتوای فایل نیاز به نرم افزار Adobe Acrobat Reader  خواهید داشت که آن را نیز میتوانید از اینجا دانلود کنید.

+ نوشته شده در  شنبه دهم فروردین 1387ساعت   توسط مهدی  | 

با سلام خدمت تمام دوستان عزيز!

از جايي كه بيشتر بازديد كنندگان اين بلاگ شيعه هستند من تصميم گرفتم اولين پستي كه در اينجا ميگذارم هم از كتاب "تشيع علوي و تشيع صفوي" دكتر باشه كه براستي تعريف تقريبا جامع و كاملي از مذهب شيعه داره .البته چند پست آينده(پستهاي من) ادامه ي همين مطلب خواهد بود..

خاكشيريسم

داستان آن دلاك (كارگر حمام) را حتما شنيده ايد؟ در زمان قديم كه حمام هاي چهل ستون چهل پنجره بود_ و حالا چيزهاي ديگري جانشين آنها شده_دلاكها تمام علوم را دارا بودند و معمولا مورد مشورت همه ي شخصيت ها قرار مي گرفتند، چون در يك حالتي مشتري در اختيار دلاك واقع ميشد كه كاملا تسليم او بود،مدت حمام هم معمولا طولاني بود،بنابراين درد دلها و اسرار مشتري در ضمني كه دلاك مشغول كيسه كشيدن او بودباز ميشد.يكروز يك مشتري در حاليكه زير دست دلاك بود ،با او درد دل مي كرد و مي گفت:

"مدتي است كمرم درد مي كند و شبها نمي توانم بخوابم،هر دوايي هم كه خورده ام نتيجه اي نداره ..."

دلاك گفت:"اتفاقا دواي اين خيلي ساده است شما يك سير خاكشير بگيريد و شب در آب نم كنيد و بگذاريد تا صبح خيس بخورد،بعد صبح ناشتا ميل كنيد،همين!مشتري هم اظهار تشكر كرد.

پس از مدتي باز مشتري گفت :"نمي دانم علامت پيري است! چشمم كم نور شده.دكتر مي گويد بايد عينك بزني و عينك زدن هم براي من قابل تحمل نيست.نمي دانم چه بكنم،چشمم به خط قرآن نمي گيرد.دلاك بيدرنگ حرف او را مي برد و مي گويد :اتفاقا امتحان شده،شما يك سير خاكشير بگيريد،شب نم مي كنيد،ناشتا پيش از صبحانه ميل مي فرمائيد،سه شب اين كار را بكنيد افاقه مي شود.

باز مدتي مي گذرد و مشتري چند تا مرض ديگرش را مي گويد دلاك باز هم همين خاكشير را تجويز مي كند.در آخر مشتري براي اينكه مسير حرف را عوض كند مي گويد:"زندگي خيلي عوض شده،با همين حقوق و با همين درآمد چند سال پيش من يك زندگي مرفهي داشتم حالادرآمدهايي هم بر حقوقم اضافه شده باز هم هشتم گرو نهم است،به طوري كه از چشم طلبكارها اصلا از خانه نمي توانم بيرون بيايم!" دلاك مي گويد:"يك سير خاكشير شما نم مي كنيد و..." مشتري اعتراض مي كند كه اين چه جور دوايي است كه هم بدرد كمر ميخورد هم بدرد چشم ميخورد و هم بدرد قرض؟؟!!

دلاك توضيح ميدهد كه سي سال تمام من هر شب يك سير خاكشير نم مي كنم،صبح ناشتا مي خورم و تا حالا هيچ بدي از آن نديده ام!

%%%

يك نوع "تشيع خاكشيري"،مكتب خاكشيري،خاكشيريسم!!

عنوان تشيع صفوي و تشيع علوي خود بخود شامل اين نظريه است كه پس دو نوع تشيع داريم،و اين دو گونه تشيع دو نوع پيرو دارد...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت   توسط مریم  | 

نوشته ای از دکتر علی شریعتی تحت عنوان "علی حقیقتی به گونه ی اساطیر" در وبلاگ بار گذاری شده. برای دریافت فایل پی دی اف اینجا کنید
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت   توسط مهدی  | 

بسم رب الشهداء و الصدیقین
وبلاگ هبوط در تنهایی شریعتی جهت نشر هر چه بیشتر و بهتر آثار دکتر علی شریعتی با هدف گرد آوری و ترویج افکار آن شهید بزرگوار و بوجود آمدن روحیه ی همکاری علاقه مندان به ایشان عضو افتخاری فعال می پذیرد.
دوستان و علاقه مندان می توانند در قسمت نظرات وبلاگ درخواست خود را ارائه نمایند تا مراحل بعدی همکاری انجام گردد.
والسلام
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام دی 1386ساعت   توسط مهدی  | 

عالم همه محو گل رخسار حسین(ع) است. ذرات در عجب از کار حسین(ع) است.

دانی که چرا خانه ی حق گشته سیه پوش؟ زیرا که خدا نیز عزادار حسین(ع) است.

دانی که چرا آب فرات هست گل آلود؟ شرمنده ز لعل لب عطشان حسین است

دانی که چرا چوب شود قسمت آتش؟ بی حرمتیش با لب و دندان حسین است.

دانی که چرا چشم خدا داده بشر را؟ چون ذات خدا عاشق چشمان حسین است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت   توسط مهدی  | 

متن زیر جزو دستنوشته های دکتر علی شریعتی می باشد که بدلیل برداشت غلط بسیاری از مخاطبان باعث بوجود آمدن سوء تفاهمهایی در مورد ایشان گردید. با توجه به اینکه نگارنده ی این متن قصد هیچگونه توهین به هیچ یک از شخصیتهای مبارز و معتقد و انقلابی را نداشته است خواهشمند است در اظهار نظر نهایی خود کمال دقت را مبذول فرمایید.  با تشکر. مدیریت وبلاگ

نوعی جدید و تیپی تازه در میان گروه اسلامی پدید آمده است که فقیه نیستند اما مثل همین فقها حرف می زنند ، یعنی حرف نمی زنند که در رشته منبر نیستند. نمی نویسند که اهل تصنیف و تالیف و ترجمه نیستند ، صدر اسلام و نهضت اسلام را نمی شناسند زیرا که سیره ی پیغمبر و شرح ائمه و اصحاب را نمی دانند که این چیزها مربوط به تاریخ است و به علوم دینی مربوط نیست. مباحث اعتقادی و استدلالی اصول فکری اسلام را نمی شناسند زیرا که این رشته علوم عقلی است و ویژه متکلم و فلسفه خوان و اهل جدل. خلاصه آقا متکلم نیست ، فیلسوف نیست ، عارف نیست ، خطیب نیست ، مدرس نیست ، تاریخ اسلام را نمی داند ، اقتصاد اسلام را نمی داند ، پیشوایان اسلام را نمی شناسد ، تمام عمر دست به قلم نبرده است ، یک نفر یک کلمه حرف تازه یا کهنه ای درباره اصل یا فرع اسلام از او نشنیده است. خود به خود این سئوال پیش می آید که : پس آقا چکاره است؟

آقا روحانی است!

یعنی چه؟ ، مصرفش چیست؟ ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت   توسط   | 

رنجهای پیروان علی، بیشتر از رنجهای خود علی است. برای اینکه رنجهای خود علی جز رنجهای پیروانش نیست. علی بزرگتر از آن است که از رنجهای خویش رنج ببرد. برای این است که می بینیم وقتی که در برابر کفر، و در برابر شرک، و در برابر دشمن رویاروی، در احد، در حنین و در بدر می جنگد مثل شیر می غرد. اما وقتی در میان پیروان خودش است، در میان شیعیان خودش است، در مسجد کوفه خلیفه است، و همه شیعیان او پیروش حلقه زده اند، آنجاست که فریادهای علی را می شنویم. و آنجاست که با شدت و با خشم و در حال ناتوانی از فشار درد به صورت خودش سیلی می زند.

خاطره علی نه تنها همه رنجهای این روح بزرگی که از تمام جهان بزرگتر است را تداعی میکند، بلکه خاطره رنج همه مصیبت زدگان، همه محرومان و همه ستم دیدگان تاریخ بشری را تداعی میکند. زیرا علی تجسم عدالت مظلوم در تاریخ بشر است. علی نه تنها قرآن ناطق است، بلکه آزادی ناطق است. عدالت ناطق است. انسانیت متعالی ناطق است. و همه رنجها و شهادت ها و شکنجه ها و شلاقهایی است که بشریت خورده و انسانیت رنج دیده و از همه ستم ها و همه پریشانی ها و همه خیانتها که در روح و وجدان بشریت رنج می برد، در چهره علی و در حلقوم علی رنج می برد.

رنج علی این است و این است که آن شب تا شمشیر را در فرق خودش و در نفس خودش حس میکند، اولین کلمه ای که از جانش کنده میشود، این است که: « فزت و رب الکعبه» قسم به خداوند کعبه که نجات پیدا کردم.

<---------------------------------------------------------------

دکتر علی شریعتی- برگرفته از کتاب: علی، بنیانگذار وحدت اسلامی

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت   توسط مهدی  | 

قرآن کتابی است که با نام خدا آغاز می شود و با نام مردم پایان می یابد. کتابی آسمانی است اما (بر خلاف آنچه مومنین امروزی می پندارند و بی ایمانان امروز قیاس می کنند)بیشتر توجهش به طبیعت است و زندگی و آگاهی و عزت و قدرت و پیشرفت و کمال و جهاد. کتابی است که نام بیش از هفتاد سوره اش از مسائل انسانی گرفته شده است و بیش از سی سوره اش از پدیده های مادی؛ و تنها دو سوره اش از عبادات:آنهم حج و نماز ...                                            کتابی است که شماره آیات جهادش با آیات عبادتش قابل مقایسه نیست.کتابی است که نخستین پیامش خواندن است و افتخار خدایش به تعلیم.تعلیم انسان با قلم(علم الانسان بالقلم).

این کتاب را از آن روزی که به حیله دشمن و به جهل دوست لایش را بستند لایه اش مصرف پیدا کرد و وقتی متنش متروک شد جلدش رواج یافت و از آن هنگام که این کتاب را (که خواندن نام دارد)دیگر نخواندند و برای تقدیس و تبرک و اسباب کشی بکار رفت از وقتی که دیگر درمان دردهای فکری و روحی و اجتماعی را از او نخواستند وسیله شفای امراض جسمی چون درد کمر و باد شانه و ..... شد و چون در بیداری رهایش کردند بالای سر در خواب گذاشتند و بالاخره اینکه می بینی اکنون در خدمت اموات قرارش داده اند و نثار ارواح گذشتگانش می کنند و ندایش از قبرستان های ما بگوش می رسد از آن است که نمی دانی برادر و خواهر روشنفکر من ...نمی دانی که چه کوششها کردند تا آن را از میان زنده ها دور کنند و اثرش را از زندگی قطع کنند.

گفتند: اسراری را که فقط در نقطه زیر "ب" بسم الله نهفته است اگر کسی بخواهد تفسیر کند یک عمر کفاف نمی دهد!گفتند:قرآن هفتاد بطن دارد و هر بطن آن باز هفتاد بطن و همینطور ... گفتند: معنی واقعی قرآن نزد ائمه است. در کتاب مخصوصی است که مخفی است و هیچکس از آن خبر ندارد و آن در خانواده پیغمبر بود و بعد پنهانی دست به دست میان ائمه گشته و بالاخره در دست امام غایب است.از این خبر چنین نتیجه گرفته اند که قرآن یک کتاب معمایی اسرارآمیز و برای بشر غیر قابل فهم است. گفتند: هر کس قرآن را با عقل خویش تفسیر کند باید در نشیمنگاهش آتش فرود آید در حالی که سخن پیغمبر یعنی هر کس با نظر خودش و رای خودش قرآن را تفسیر کند و این سخنی بسیار علمی و منطقی است و اصل تحقیق است که محقق در جستجوی حقیقت باید ذهنش را از نظریات شخصی و عقاید قبلی و پیشداوری خالی کند تا وقتی متنی را تفسیر می کند معنی حقیقی آن را بتواند در یابد.

می بینیم چطور هوشیارانه رای را عقل معنی کردند و چون خواندن و فهمیدن و عمل کردن به هر سخنی و کتابی جز با عقل امکان ندارد مردم از ترس اینکه مقعدشان نسوزد از خواندن و فهمیدن و عمل کردن به قرآن ترساندند. حتی بعضی ها حرفهای بدتری گفتند:اصلا قرآن حقیقی دست امام زمان است و هر وقت ظهور کند با خود خواهد آورد و قرآن فعلی قرآن اصلی نیست. تحریف شده است و بعضی آیات را از آن برداشته اند ...

می بینی دوست روشنفکر من که چه کردند و چه ها که نکردند؟

کاری کردند که قرآن (که کتاب خواندن و اندیشیدن و فهمیدن و روشن شدن و راه یافتن و برخاستن و عمل کردن بود)شد یک شیء مقدس متبرک که مصرف واقعیش (در هدایت پیروانش و نشان دادن راه حل و مسئولیت انتخاب انسانی) فقط استخاره است! وظیفه پیروانش هم در برابر آن تعظیم و تکریم و تجلیل و بوسیدن و بی وضو بدان دست نزدن و توی قاب گذاشتن و کنار آینه نهادن و در بند قنداق و سفره عقد و خانه نو و روی سر مسافر و ...برخی سوره و آیاتش هم به عنوان وردهای خاص طلسم برای منع جن و دفع باد و عزایم بستن و به گردن زائو و گاو شیرده و آدم خل بستن ...

از کدام قرآن سخن می گویی برادر روشنفکرم؟ تو که از انحطاط جامعه و جمود فکر و ضعف فرهنگ محیط خویش رنج می بری. کدام قران؟ مگر اساسا قرآن را کسی (چه توی مخالف و چه توی موافق)می شناسد که درباره اش قضاوت می کنی؟ برعکس آنچه می پنداری از هنگامی که قرآن از سخن گفتن با پیروانش بازماند و تنش را پرستیدند و روحش و فکرش و سخنش را رها کردند مسلمانان به خرافه پرستی و ضعف اجتماعی و جمود فکری و تعصب های شبه مذهبی و انحطاط علمی و اقتصادی و سیاسی افتادند.

------------------------------------------------------------------------------------------>

دکتر علی شریعتی- برگرفته از نوشته ی"پدر و مادر ما متهمیم."

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت   توسط مهدی  |