آری رسالت ، نه فقط رساله.
اگر بخواهیم مسئولیتهای شیعه بودن را فهرست کنیم، با تکیه بر مکتب علی و اساسی ترین مبانی اعتقادی و سرگذشت تاریخ شیعه باید بگویم : مسئولیتهای شیعه بودن عبارتند از:
و این همه ، یعنی " علی " را نه چون بتی پرستیدن ، که چون راهبری پیروی کردن و در یک کلمه : " علی وار " بودن و " علی وار" زیستن و " علی وار " مردن.
که شیعه علی بودن یعنی این
و مسئولیت شیعه بودن یعنی این!
منبع : مسئولیت شیعه بودن ، ص ۲۶۵
آنچه خواهيد خواند، مصاحبة تلفني است با يكي از نزديكترين دوستان دكتر علي شريعتي. كهنمردي كه 35 سال بر كرسي استادي دانشكدة جامعهشناسي دانشگاه تهران تكيه زده است. دكتر توسلي، دوستياش با دكتر شريعتي را چنين توصيف ميكند:« من در مشهد با دکتر بودم. در فرانسه هم با هم درس میخواندیم. همکلاس بودیم و با هم سر کلاس اساتید میرفتيم. روزنامة «ايران امروز» را هم به كمك يكديگر منتشر مينموديم. در آن دوران كه دكتر شريعتي در حسينية ارشاد سخنراني مينمود، من نيز كلاسهايي برای شناخت جریانات فکری روز و مباحث جامعهشناسی در حسينيه داشتم. در کانون نشر حقایق هم با یکدیگر همکاری داشتیم. بعدها که هر دو در تهران ساکن شدیم، منزل من در کوی دانشگاه بود و علي خیلی شبها پیش من میآمد.»
... انسان در زندگی همواره خود را می پوشاند , همواره در زیر نمودی که به چشم دیگران می آید پنهان است. تنها دو جاست که غالبا نقابی را که در سراسر عمر بر چهره دارد, پس می زند: سلول زندان و بستر مرگ.
درین دو جاست که فرصت عزیزی بدست می آید تا چهره ی حقیقی هر کسی را خوب ببینیم , به ویژه مرگ.آدمی بوی مرگ را که می شنود صمیمی می شود.بر بستر احتضار هر کسی "خودش" است .وحشت مرگ او را چنان سراسیمه می سازد که مجال تظاهر نمی ماند, حادثه چنان بزرگ است که بزرگان همه کوچک می شوند.
روح از نهانگاهی که یک عمر به مصلحتی در آن از انظار پنهان شده بود, برهنه بیرون می آید.مرگ در این نهان خانه را زده است.
مردن نیز خود هنری است, مستلزم دانستن و آموختن.نمایشی است سخت زیبا و عمیق و تماشایی ترین صحنه ی زندگی.
بسیار کم اند مردانی که زیبا مرده اند.بی شک آن هایی که می دانند چگونه باید مرد , می دانسته اند که چگونه باید زیست!!!
چه برای کسانی که زندگی کردن تنها دم برآوردن نیست, جان دادن نیز تنها دم بر نیاوردن نیست خود یک کار است , کاری بزرگ همچون زندگی.