تبليغاتX
۩ هبوط در تنهایی شریعتی
.:: Yes, the brother was like this ::.

سخنان زیبای نهج البلاغه مظهر زیبایی سخن است.اما من یک سخن علی را در هشت یا ده سالگی نقل میکنم زیبایی تعبیر، زیبایی تلقی، زیبایی بیان، زیبایی روح، علی بچه ایست در خانه پیغمبر، اصلا" در خانه او زندگی می کند، وارد اتاق می شود، می بیند خدیجه وپیغمبر نماز می خوانند ، برایش شگفت انگیز است که اینها چکار می کنند، ندیده بود، بعد که تمام می شود میپرسد که چکار می کردید؟ پیغمبر توضیح می دهد که من مبعوث شدم از طرف خداوند و این نماز است که در برابر او می خوانم و تو را به توحید و نبوت خودم می خوانم.یک بچه هشت ساله، ده ساله ولو نابغه، چه خواهد گفت؟ یا فرار می کند بدون اینکه حرفی بزند ، یا اینکه می گوید هر چه خودتون می فرمایید، من چه میفهمم.

این حرف را میزند: ......

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385ساعت   توسط مهدی  | 

دنيا را بد ساخته اند.........

                           کسي را که دوست داري،تورادوست نمي دارد.

 

                کسي که تورا دوست دارد ،تو دوستش نمي داري......

 

اما کسي که تو دوستش داري و او هم تو را دوست دارد به رسم و آئين هرگز به هم نمي رسند.....

                                                                             و اين رنج است .

 

......زندگي يعني اين.

                                 (دکتر علی شریعتی). برگرفته از وبلاگ به امید بودن

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم مهر 1385ساعت   توسط مهدی  | 

یک درد دردی است که از زخم شمشیر ابن ملجم در فرق سرش احساس می کند و درد دیگر دردی است که او را تنها در نیمه شبهای  خاموش به دل نخلستان های اطراف مدینه کشانده و به ناله درآورده است...

ما تنها بر دردی می گرییم که از شمشیر ابن ملجم در فرقش احساس می کند.

اما این درد علی نیست...!!!

دردی که چنان روح بزرگی را به ناله در آورده است, تنهایی است که ما آن را نمی شناسیم.

 

باید این درد را بشناسیم نه آن درد را , که علی درد شمشیر را احساس نمی کند و

                                            ما ...

                                                           درد علی را احساس نمی کنیم.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت   توسط نفیسه  | 

به نظر می رسد دکتر شریعتی در نقد روحانیت چند مسئله را رعایت نکردند. نگاه و سخنان تند علیه علما  وبزرگان حوزه از جمله علامه مجلسی ، خواجه نصیر، و... وبکار بردن تعبیرات نادرست واحساسی در مورد این بزرگان .و درک نکردن شرایط و موقعیت آن بزرگان. نداشتن .درک وشناخت کافی وهمه جانبه  نسبت به اسلام . و ارائه  نظریات  نادرست .و نگاه یک بعدی به تعالیم.

به نظر بنده در میان روحانیون منطقی ترین ومنصفانه ترین پاسخ ها و واکنش ها را شهید بهشتی و رهبر معظم انقلاب داشتند.

شهید بهشتی در این باره معتقدند که :( (  شریعتی الف )کاوشگری بی آرام که اسلام را درحد کتاب هایی که در دهه های اخیر درباره زمینه های گوناگون اسلامی وشیعی نوشته شده و سخنرانی هایی که در این زمینه ایراد شده می شناخته است ب )با سوالات ونیازهای نسل جوان ، بخصوص جوان تحصیل کرده زمان خود ،آشنایی فراوان داشته  است .ج ) پاسخ ها را در کتاب ها وسخنرانی ها نیافته  د )به علوم اجتماعی معاصر برای یافتن پاسخ  به این سوالها رو آورده و پاسخ را در آنها هم نیافته .و با پیوندی که در دل و احساسش با اسلام و چهره های برجسته اسلامی بخصوص پیامبران وائمه اطهار (ع )و قهرمانان شیعه داشته بار دیگر به بازشناسی اسلام پرداخته است .

 اشتباهات : در نوشته های شریعتی خامی های فراوانی وجود دارد و کار تحقیقی مستندش از کار قریحه ای و ذوقی اش بسیار کمتر . پرخاشگری های نابجا و یا بیش از حد به چهره در گفته ها ونوشته هایش و دیگری ستایش های مفرط .انسان در بعضی از نوشته های او می بیند که اباذری که او توصیف می کند انگار یک قدم از محمد بالاتر است . ))

اینکه بعضی ها شریعتی را مخالف روحانیت قلمداد می کنند قبول ندارم در جای جای کتاب ها وسخنرانی های خود از حوزه و روحانیت به بزرگی یاد کرده و تنها به ضعف ها و نقایص معترض بودند .وبه نظر من حوزه می توانست از شریعتی استفاده های فراوانی بکند و متاسفانه  دو طرف کوتاهی ها واشتباهاتی را مرتکب شدند .

 

متنی که خواندید بر گرفته بود از وبلاگ آقای اسماعیل آذری طلبه ای  که در نگاه اول بنظر میرسد با تفکرات دکتر شریعتی مخالفند. این متن از وبلاگ ایشان برداشت شد تا نظر شما عزیزان نیز لحاظ شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مهر 1385ساعت   توسط مهدی  |