تبليغاتX
۩ هبوط در تنهایی شریعتی
.:: Yes, the brother was like this ::.

 سلام به دوستای خوبم. قبول دارم که خیلی از زمان به روز شدن وبلاگم گذشت. راستش دلیل عمدش هم آخر سال بوده. وقتی که آخر سال میشه آدم متوجه میشه چقدر کار عقب مونده داره که باید انجام بده. من هم از این موضوع خارج نبودم. قبول کنین روزی ۱۴ ساعت کار دیگه وقتی نمیزاره که آدم به این کاراش برسه. حقیقتش این چند روزه با خودم توی این فکر بودم که فقط میخواد سال تموم بشه و یه سال دیگه بیاد که ما اینهمه کار عقب افتاده داریم. حالا اگه بهمون بگن قرار عمرت تموم بشه چقدر کار عقب مونده برامون می مونه. الان که این مطلب رو مینویسم جمعه عصر هست. جالبه آخرین عصر جمعه ی سال. خیلی اتفاقی متنی رو که آماده کردم در مورد انتظار فرج امام زمان (عج) بود.

جبر تاریخ می گوید:علیرغم آنکه می بینیم جهان و تاریخ و زندگی و نظامهای اجتماعی بنفع طبقه حاکم ، بنفع سرمایه داری و بنفع حافظان سرمایه پیش می رود و توده های محروم- یعنی آنهایی که همیشه غارت می شوند و شلاق می خورند -  در آخرشایسته بقاء می شوند.

تاریخ بر اساس جبر حرکت می کند

             نه زر و زور و قدرت این و آن ، ونه حیله گران و سرمایه داران .

 تاریخ سرنوشت خود را ورق می زند.

                    تاریخ خودش مثل جامعه زندگی مستقل از افراد دارد.

تاریخ رودخانه ایست که مستقل از قطره های آبش و ماهیها و حشرات وموجوداتی که  در آن شنا می کنند حرکت می کند و از منازلی می گذرد و جبرا" و قطعا" بر خلاف اراده همه کسانی که ارادشان حاکم بر سرنوشت مردم است به سرمنزلی که برایش تعیین شده می رسد و هیچ حیله و قدرتی نمی تواند حرکتش را سد کند و یا مسیرش را منحرف کند.

نهر تاریخ از کوهستانهای سنگ و سخت و پیچ و خمهای سنگلاخی و تنگنای ناهموار و صخره ها و مردابها و دره ها و موانع می گذرد و در نهایت به دریا می ریزد، به دشت می رسد.آنجا دشتی هموار و یکنواخت و برابر برای عموم است. در آنجا طبقه از بین می رود و تضاد بین کسانی که پوله پولشان را می گیرند با کسانی که پوله بازویشان را هم نمی گیرند از بین می رود. در آنجا زندگی در اختیارهمه و امکانات برای همه یکسان است. عدالت پیروز می شود و تضاد طبقاتی از بین رفته و جامعه ای بی استثمار، بی زر و بی زور تحقق پیدا میکند. چگونه؟

                                                  قطعا" و جبرا".

مذهب انتظار یک فلسفه مثبت تاریخ، یک جبر تاریخ، یک خوشبینی فلسفی، یک عامل فکری و روحی  حرکت بخش، تعهد آور و مسئولیت ساز و بالاخره فلسفه اعتراض به وضع موجود و نفی ارزشها و نظامهای حاکم در طول قرون است.

 

منبع: کتاب انتظار – دکتر علی شریعتی – ص 54 – تصحیح صفحات 42 تا 44

 

وقتی داشتم متن بالا رو تایپ می کردم خیلی احساس خوبی پیدا کردم. یه جور اعتماد به نفس، یه جور آینده نگری توی دنیا دیدم. امید به زندگی و این برای من خوشایند بود.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت   توسط مهدی  | 

در باغ « بی برگی » زادم

   و در ثروت « فقر » غنی گشتم.

       و از چشمه « ایمان » سیراب شدم.

          و در هوای « دوست داشتن » ، دم زدم.

               و در آرزوی « آزادی » سر بر داشتم.

                   و در بالای « غرور » ، قامت کشیدم.

                    و از « دانش » ، طعامم دادند.

              و از « شعر » ، شرابم نوشاندند.

          و از « مهر » نوازشم کردند.

       و « حقیقت » دینم شد و راه رفتنم.

    و « خیر » حیاتم شد و کار ماندنم.

و « زیبایی » عشقم شد و بهانه زیستنم.

 «دکتر علی شریعتی

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت   توسط مهدی  |