تبليغاتX
۩ هبوط در تنهایی شریعتی
.:: Yes, the brother was like this ::.
متن زندگینامه ی مرحوم دکتر علی شریعتی به صورت فایل PDF در وبلاگ بارگذاری شده است.

جهت دریافت فایل اینجا کلیک کنید.

توجه: جهت مشاهده محتوای فایل نیاز به نرم افزار Adobe Acrobat Reader  خواهید داشت که آن را نیز میتوانید از اینجا دانلود کنید.

+ نوشته شده در  شنبه دهم فروردین 1387ساعت   توسط مهدی  | 

نوشته ای از دکتر علی شریعتی تحت عنوان "علی حقیقتی به گونه ی اساطیر" در وبلاگ بار گذاری شده. برای دریافت فایل پی دی اف اینجا کنید
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت   توسط مهدی  | 

بسم رب الشهداء و الصدیقین
وبلاگ هبوط در تنهایی شریعتی جهت نشر هر چه بیشتر و بهتر آثار دکتر علی شریعتی با هدف گرد آوری و ترویج افکار آن شهید بزرگوار و بوجود آمدن روحیه ی همکاری علاقه مندان به ایشان عضو افتخاری فعال می پذیرد.
دوستان و علاقه مندان می توانند در قسمت نظرات وبلاگ درخواست خود را ارائه نمایند تا مراحل بعدی همکاری انجام گردد.
والسلام
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام دی 1386ساعت   توسط مهدی  | 

عالم همه محو گل رخسار حسین(ع) است. ذرات در عجب از کار حسین(ع) است.

دانی که چرا خانه ی حق گشته سیه پوش؟ زیرا که خدا نیز عزادار حسین(ع) است.

دانی که چرا آب فرات هست گل آلود؟ شرمنده ز لعل لب عطشان حسین است

دانی که چرا چوب شود قسمت آتش؟ بی حرمتیش با لب و دندان حسین است.

دانی که چرا چشم خدا داده بشر را؟ چون ذات خدا عاشق چشمان حسین است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت   توسط مهدی  | 

رنجهای پیروان علی، بیشتر از رنجهای خود علی است. برای اینکه رنجهای خود علی جز رنجهای پیروانش نیست. علی بزرگتر از آن است که از رنجهای خویش رنج ببرد. برای این است که می بینیم وقتی که در برابر کفر، و در برابر شرک، و در برابر دشمن رویاروی، در احد، در حنین و در بدر می جنگد مثل شیر می غرد. اما وقتی در میان پیروان خودش است، در میان شیعیان خودش است، در مسجد کوفه خلیفه است، و همه شیعیان او پیروش حلقه زده اند، آنجاست که فریادهای علی را می شنویم. و آنجاست که با شدت و با خشم و در حال ناتوانی از فشار درد به صورت خودش سیلی می زند.

خاطره علی نه تنها همه رنجهای این روح بزرگی که از تمام جهان بزرگتر است را تداعی میکند، بلکه خاطره رنج همه مصیبت زدگان، همه محرومان و همه ستم دیدگان تاریخ بشری را تداعی میکند. زیرا علی تجسم عدالت مظلوم در تاریخ بشر است. علی نه تنها قرآن ناطق است، بلکه آزادی ناطق است. عدالت ناطق است. انسانیت متعالی ناطق است. و همه رنجها و شهادت ها و شکنجه ها و شلاقهایی است که بشریت خورده و انسانیت رنج دیده و از همه ستم ها و همه پریشانی ها و همه خیانتها که در روح و وجدان بشریت رنج می برد، در چهره علی و در حلقوم علی رنج می برد.

رنج علی این است و این است که آن شب تا شمشیر را در فرق خودش و در نفس خودش حس میکند، اولین کلمه ای که از جانش کنده میشود، این است که: « فزت و رب الکعبه» قسم به خداوند کعبه که نجات پیدا کردم.

<---------------------------------------------------------------

دکتر علی شریعتی- برگرفته از کتاب: علی، بنیانگذار وحدت اسلامی

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت   توسط مهدی  | 

قرآن کتابی است که با نام خدا آغاز می شود و با نام مردم پایان می یابد. کتابی آسمانی است اما (بر خلاف آنچه مومنین امروزی می پندارند و بی ایمانان امروز قیاس می کنند)بیشتر توجهش به طبیعت است و زندگی و آگاهی و عزت و قدرت و پیشرفت و کمال و جهاد. کتابی است که نام بیش از هفتاد سوره اش از مسائل انسانی گرفته شده است و بیش از سی سوره اش از پدیده های مادی؛ و تنها دو سوره اش از عبادات:آنهم حج و نماز ...                                            کتابی است که شماره آیات جهادش با آیات عبادتش قابل مقایسه نیست.کتابی است که نخستین پیامش خواندن است و افتخار خدایش به تعلیم.تعلیم انسان با قلم(علم الانسان بالقلم).

این کتاب را از آن روزی که به حیله دشمن و به جهل دوست لایش را بستند لایه اش مصرف پیدا کرد و وقتی متنش متروک شد جلدش رواج یافت و از آن هنگام که این کتاب را (که خواندن نام دارد)دیگر نخواندند و برای تقدیس و تبرک و اسباب کشی بکار رفت از وقتی که دیگر درمان دردهای فکری و روحی و اجتماعی را از او نخواستند وسیله شفای امراض جسمی چون درد کمر و باد شانه و ..... شد و چون در بیداری رهایش کردند بالای سر در خواب گذاشتند و بالاخره اینکه می بینی اکنون در خدمت اموات قرارش داده اند و نثار ارواح گذشتگانش می کنند و ندایش از قبرستان های ما بگوش می رسد از آن است که نمی دانی برادر و خواهر روشنفکر من ...نمی دانی که چه کوششها کردند تا آن را از میان زنده ها دور کنند و اثرش را از زندگی قطع کنند.

گفتند: اسراری را که فقط در نقطه زیر "ب" بسم الله نهفته است اگر کسی بخواهد تفسیر کند یک عمر کفاف نمی دهد!گفتند:قرآن هفتاد بطن دارد و هر بطن آن باز هفتاد بطن و همینطور ... گفتند: معنی واقعی قرآن نزد ائمه است. در کتاب مخصوصی است که مخفی است و هیچکس از آن خبر ندارد و آن در خانواده پیغمبر بود و بعد پنهانی دست به دست میان ائمه گشته و بالاخره در دست امام غایب است.از این خبر چنین نتیجه گرفته اند که قرآن یک کتاب معمایی اسرارآمیز و برای بشر غیر قابل فهم است. گفتند: هر کس قرآن را با عقل خویش تفسیر کند باید در نشیمنگاهش آتش فرود آید در حالی که سخن پیغمبر یعنی هر کس با نظر خودش و رای خودش قرآن را تفسیر کند و این سخنی بسیار علمی و منطقی است و اصل تحقیق است که محقق در جستجوی حقیقت باید ذهنش را از نظریات شخصی و عقاید قبلی و پیشداوری خالی کند تا وقتی متنی را تفسیر می کند معنی حقیقی آن را بتواند در یابد.

می بینیم چطور هوشیارانه رای را عقل معنی کردند و چون خواندن و فهمیدن و عمل کردن به هر سخنی و کتابی جز با عقل امکان ندارد مردم از ترس اینکه مقعدشان نسوزد از خواندن و فهمیدن و عمل کردن به قرآن ترساندند. حتی بعضی ها حرفهای بدتری گفتند:اصلا قرآن حقیقی دست امام زمان است و هر وقت ظهور کند با خود خواهد آورد و قرآن فعلی قرآن اصلی نیست. تحریف شده است و بعضی آیات را از آن برداشته اند ...

می بینی دوست روشنفکر من که چه کردند و چه ها که نکردند؟

کاری کردند که قرآن (که کتاب خواندن و اندیشیدن و فهمیدن و روشن شدن و راه یافتن و برخاستن و عمل کردن بود)شد یک شیء مقدس متبرک که مصرف واقعیش (در هدایت پیروانش و نشان دادن راه حل و مسئولیت انتخاب انسانی) فقط استخاره است! وظیفه پیروانش هم در برابر آن تعظیم و تکریم و تجلیل و بوسیدن و بی وضو بدان دست نزدن و توی قاب گذاشتن و کنار آینه نهادن و در بند قنداق و سفره عقد و خانه نو و روی سر مسافر و ...برخی سوره و آیاتش هم به عنوان وردهای خاص طلسم برای منع جن و دفع باد و عزایم بستن و به گردن زائو و گاو شیرده و آدم خل بستن ...

از کدام قرآن سخن می گویی برادر روشنفکرم؟ تو که از انحطاط جامعه و جمود فکر و ضعف فرهنگ محیط خویش رنج می بری. کدام قران؟ مگر اساسا قرآن را کسی (چه توی مخالف و چه توی موافق)می شناسد که درباره اش قضاوت می کنی؟ برعکس آنچه می پنداری از هنگامی که قرآن از سخن گفتن با پیروانش بازماند و تنش را پرستیدند و روحش و فکرش و سخنش را رها کردند مسلمانان به خرافه پرستی و ضعف اجتماعی و جمود فکری و تعصب های شبه مذهبی و انحطاط علمی و اقتصادی و سیاسی افتادند.

------------------------------------------------------------------------------------------>

دکتر علی شریعتی- برگرفته از نوشته ی"پدر و مادر ما متهمیم."

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت   توسط مهدی  | 

آنچه که تا کنون شاید آنچنان که باید درباره اش طرح نشده، مساله تنهایی علی ست ... تنهایی علی (ع)!! ...

اصولا انسان یک موجود تنهاست. در تمام قصه ها، در تمام اساطیر انسانی، در تمام مذاهب بشری در طول تاریخ، به انواع گوناگون، به زبان های مختلف بیان شده است که رنج انسان تنهایی اوست در این عالم ... این تنهایی چرا؟ ...

 اریک فروم می گوید: تنهایی، زاییده عشق است و بیگانگی ... و راست هم می گوید! .. کسی که عشق می ورزد به یک معبود، به یک معشوق، با همه چهره های دیگر بیگانه است و جز در آرزوی او نیست، خودبخود وقتی که او نیست تنها می ماند.

و دوم بیگانگی : کسی که با افراد، اشیا، اجزاء پیرامونش که او را احاطه کرده اند بیگانه است، متجانس با آنها نیست، در سطح آنها نیست و با آنها تفاهمی هم ندارد، تنها می ماند!

انسان، به میزانی که به مرحله انسان بودن نزدیک تر می شود، یعنی به مرحله ای که این موجود دوپا انسان تر است، احساس تنهایی در او بیشتر می شود.

از این دردناکتر، اینکه علی در میان پیروان عاشقش نیز تنهاست...! ما تنها بر دردی می گرییم که علی از شمشیر ابن ملجم در فرقش احساس می کند، اما این دردی نیست برای علی ...!!

دردی که چنان روح بزرگی را به ناله در آورده است ، تنهایی است که ما آن را نمی شناسیم.

---------------------------------------------------------->

علی حقیقتی به گونه ی اساطیر- دکتر علی شریعتی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت   توسط مهدی  | 

اگر مي بينيم پيرو علي و كسي كه براي علي اشك مي ريزد و كسي كه محبت علي در قلبش موج ميزندسرنوشتش و سرنوشت جامعه اش دردناك استءمعلوم است كه علي را نمي شناسد و تشيع را نمي فهمدءهرچند كه ظاهرا شيعه باشد.

دکتر علی شریعتی- برگرفته از کتاب علی حقیقتی به گونه ی اساطیر

+ نوشته شده در  جمعه پنجم مرداد 1386ساعت   توسط مهدی  | 

اسراری هست که حرمتش در آن است که به هیچ فهمیدنی نیالاید!

 و حرف هایی هست برای نگفتن؛ حرف هایی که هرگز سر به ابتذال گفتن فرو نمی آورند.  و سرمایه ماورایی هرکس به اندازه حرف هایی است که برای نگفتن دارد!

و كتاب هايی نيز هست براي ننوشتن! و من اكنون رسيده ام به آغـــاز چنين كتابی؛ كه بايد قلم را بشكنم و دفتر را پاره كنم و جلدش را به صاحبش پس دهم و خود به كلبه ی بی در و پنجره ای
بخزم و كتابی را آغــــــــاز كنم كه نبايد نوشت!

                                                        دکتر علی شریعتی

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت   توسط مهدی  | 

.....و دکتر علی شریعتی در گذشت

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت   توسط مهدی  | 

من گاندي آتش پرست را بيشتر لايق شيعه بودن مي دانم تا آيت الله بهبهاني و بدتر از او علامه ي مجلسي را و چه مي گويم؟مجلسي سني است
گورويچ يهودي ماترياليست كمونيست به خاطر آنكه تمام عمر را عليه جاهليت فاشيسم هيتلر و ديكتاتوري استالين و استعمار نظامي ارتش سري فرانسه براي اسارت مردم الجزاير و جلادي هاي صهيونيسم و قتل عام مردم فلسطين در مبارزه و خطر و فرار و آوارگي دور دنيا زيست و سال ها با قدرت قلم و شخصيت علمي اش از آزادي مسلمانان الجزاير و فلسطين در برابر فرانسه ي مسيحي و و اسرائيل يهودي دفاع هاي مردانه كرده و جانش را به خطر انداخت با اينكه در فرانسه زندگي مي كرد و نژادش يهودي بود از مرجع عاليقدر شيعه حضرت آيت الله العظمي ميلاني كه تا كنون هرچه فتوا داده است در راه تفرقه ي مسلمين بوده يا كوبيدن هر حركتي در ميان مسلمين و يك سطر در تمام عمرش بر عليه بيست و پنج سال جنايت صهيونيسم و هفت سال قتل عام فرانسه و صدسال استعمار و صدها سال استبداد ننوشته و ولايت برايش مقام نام و دكان نان و چماق دست بوده است به مراتب به تشيع نزديك تر است.

 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم خرداد 1386ساعت   توسط مهدی  | 

بسم رب الشهداء والصدیقین

در سایه ی عنایت خداوند منان و همکاری دوستان یک سال از آغاز به فعالیت وبلاگ هبوط در تنهایی شریعتی گذشت.ضمن اینکه در این یک سال اینجانب و سایر دوستان طی مطالعه دقیق تر و جامع تر و موشکافانه تر کتب دکتر شریعتی توانستیم یک گام در جهت شناخت و آشنایی بیشتر با اندیشه های این معلم بزرگ شرق برداریم بزرگترین موفقیت خود را آشنایی با دوستان و یافتن برادران و خواهرانی هم رزم و هم فکر و هم سو در این مسیر میدانم. به اطلاع میرساند قسمت اول آرشیو وبلاگ برای دانلود و مطالعه شما عزیزان گردیده و امید است ظرف چند روز آینده قسمت دوم نیز آماده گردد. در خاتمه  از دوستانی که تمایل به همکاری موردی و یا مستمر با این وبلاگ را دارند دعوت میکنیم  تا در این امر ما را راهنمایی و یاری دهند. در ضمن این وبلاگ آماده تبادل لوگو و لینک با سایر سایتها و وبلاگهایی که مطابق با قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت می کنند میباشد.

                          با تشکر- سردبیر وبلاگ هبوط در تنهایی شریعتی

دانلود آرشیو  وبلاگPART 1  و PART 2

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت   توسط مهدی  | 

بمناسبت سی ام اردیبهشت، روز تاسیس وبلاگ هبوط در تنهایی شریعتی

متنی که خواهید خواند، چکیده ای است از کتاب (رسالت شریعتی) نوشته ولی الله یوسفیه  که در تجلیل از مقام بزرگترین معلم تاریخ معاصر ایران به رشته ی تحریر در آمده. با توجه به علاقه روز افزون  دوستان همرزم در شناخت و ترویج هر چه بیشتر  افکار و اعتقادات این معلم بزرگ  ادامه راه او در گرو همراهی تمامی دوستان و علاقه مندان وی می باشد. به استحضار میرساند به همین مناسبت کلیه مطالب نوشته شده در این وبلاگ به زودی بصورت فایل PDF جهت دانلود و مطالعه در دسترس علاقه مندان قرار خواهد گرفت.                                                                                                                                    با تشکر- نویسندگان وبلاگ هبوط در تنهایی شریعتی

          <----------------------------------------------------------------------------------------------------------->

در تمام نوشته ها و سخنرانیهای دکتر علی شریعتی ، عنصر طغیان و آزادی و سنت شکنی به مفهوم واقعی کلمه وجود دارد.

همین عنصر است که گند آب نظم سیاسی ، مذهبی و اجتماعی را بر ملا می سازد.... همین عنصر است برای بیداری و خود آگاهی شیعه های خفته ، تشیع را از یک سنت اجتماعی ، بصورت یک ایدئولوژی انقلابی در می آورد... همین عنصر است که نبض زمان را در جسم مذهب جای می دهد.

چنین عنصری تکان شدیدی بود برای بیداری جامعه. این تکان شدید از ضروریات تاریخی و اجتماعی و مذهبی محسوب می شود.چنین ضروریتی باعث شد که نه فقط نسل امروز ، بلکه نسل دیروز نیز بسوی شریعتی کشیده شوند و ساعتهای طولانی برای خرید آثار وی منتظر بمانند.

در تاریخ معاصرمطبوعات ایران چنین گرایشی بسوی یک نویسنده سابقه نداشته است...! این همه شوق و ذوق و اشتیاق برای مطالعه آثار شریعتی از آن جهت بود که وی احتیاجات واقعی مردم جامعه را بخوبی درک کرده بود.او در میان طوفان خشم و خشونت بسان دیگر هنرمندان و روشنفکران بدنبال اجتماع کشیده نمی شد ، بلکه پیشاپیش اجتماع حرکت می کرد و روح تازه ای بر اجسام مرده و مرده های متحرک می دمید.چون شریعتی سنت شکنی بود توانا، و سازنده ی ایدئولوژیی بود،دانا.

همین سنت شکنی شریعتی در میان سنت پرستان اجتماع باعث شد قالب تازه ای در هر یک از رشته ها بوجود آید که خود علامت مقاومت و طغیان در برابر نظم سنت پرستی اجتماع است.

زیرا هر نظمی با وجود تازگی با هر پدیده ی تازه ای مخالفت می ورزد.شکست هر سنتی در اعتقادات عمومی علامت و نشانه ظهوری است در جامعه....

دکتر علی شریعتی ، تنها خراب کننده نیست بلکه بسان دیگر انسانهای استثنایی تاریخ، با دستی به شجاعت می کوبد و با دست دیگر بخردمندی و فرزانگی به آفرینش ارزشهای جدید انسانی می پردازد.

از اینجاست که هنرمند از سطح فکری علیل و محتضر زمان خود اوج می گیرد، واز اعتقادات مرسوم و متداول محیط ر می گذرد،وبار سنگین نبوت را متعهد می شود وشهادت ناب را بدوش می کشد.

او گفتارش با کردارش یکسان بود و به چنان مرتبه ای از کمال رسید که رنگ تعلق و مصالحه نپذیرفت.

او هیچگاه با شمشیر قلم خود از خاستن، تا خواستن سقوط نکرد و به رذالت گسترده زمان خویش پشت نکرد.

آن فقید، بسان رسولان بی رسالت جامعه ی ما ، قلم را تا مرز کشکول مداحی ، و درویزگی تنزل نداد...آری ! او هیچ گاه نخواست چون رسولان بی رسالت، کلام را بخاطر نان بفروشد و روح را به خدمت جسم درآورد...

در زمانی که اعراض و اعتراض نسل جوان و طغیان آنها بی ارزشی ارزشهای مرسوم را بصورت مسئله ی روز در آورده ، شریعتی هنرمندی بود ، از زمره ی هنرمندان معدود جهان که زنده ترین حرکت تاریخ معاصر را تشکیل می دهد. و در چنین اوج و کمالی بود که هنرمند نامی تاریخ ما خاموش شد.

 درود به روان پاک او

...آری درود بروان پاکش ...

که کلام را بخاطر نان نفروخت...و

روح را به خدمت جسم در نیاورد...

به هر قیمتی...

گرچه به گرانی گنج قارون...

زر خرید انسان نشد...

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت   توسط مهدی  | 

هبوط دکتر شریعتی اینطور اغاز می شود :

مرا کسی نساخت  خدا ساخت . نه انچنان که کسی می ساخت می خواست که من کسی نداشتم  کسم خدا بود کس بی کسان .او بود که مرا ساخت   انچنان که خودش خواست   نه از من پرسید نه از ان من دیگرم.من یک گل بی صاحب بودم   .مرا از روح خود در ان دمید  و بر روی خاک و در زیر افتاب رهایم کرد .مرا به خودم وا گذاشت....

وقتی داشتند مرا می افریدند  می سرشتند  کسی ان گوشه خدا خدا نمی کرد.... وقتی می خواستند قامتم را بر کشند  خویشاوند شاعر خیال پرور و بلند پروازی نداشتم تا خیال و ارزوی خویش را نثار بالای من کند ... وقتی می خواستند کار دل را در سینه ام اغاز کنند اشنایی دلسوز و دل شناس نداشتم تا برود و بگردد و از خزانه دلهای خوب بهترین را بر گزیند. 

وقتی روح را خواستند در کالبدم بدمند   هیچکس پریشان و ملتهب دست به کار نشد تا از نزهتگه ارواح فرشتگان  قدیسان   شاعران   عارفان و اله های زیبایی های روح و خدایان هنر و احساس و ایمان  نازترین و نازنین ترین را انتخاب کند...

شاید برای فهمیدن دکتر شریعتی هیچ کتاب  مقاله  یا سخنرانی ای به اندازه هبوط موثر نباشد.

اما از انجایی که هبوط عمق بسیاری دارد   باید جدی به ان پرداخت  این کتابی نیست که در وقت بی حوصلگی  یا قبل از خواب بخوانی .باید بهترین ساعتهات را به ان مزین کنی .

   ----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

متن بالا مقدمه ی خانم هدی بود بر کتاب هبوط که از وبلاگ ایشان مورد استفاده قرار گرفت. من هم در اینجا ضمن تشکر از ایشان مقداری به این مقدمه اضافه می کنم چون خود من هم با خواندن کتاب هبوط بود که شیفته ی شریعتی شدم.

( هبوط کتابی نیست که وقتی شروع به خواندن آن می کنی مقداری از آن را بخوانی ورهایش کنی، نه هبوط چنین کتابی نیست. هر صفحه از آن را که می خوانی باید چندین ساعت در یکایک جملاتش تامل کنی.بنظر من هبوط بمانند استخر پر از آبی است که وقتی از بالا به آن نگاه میکنی کم عمق بنظر می آید ولی هنگامی که وارد آن می شوی ممکن است غرق شوی و چه بسیار بودند متعصبان مذهبی که وقتی هبوط را خواندند پنداشتند که شریعتی مرتد شده.این چنین بود که کتابهایش از کتابخانه ها بیرون ریخته شد و سوزانده شد و آن همه توهین ها به او شد. به این جمله از هبوط توجه کنید:*بهترین فرشتگان همین شیطان بود، مرد و مردانه در مقابل خدا ایستاد و گفت بر آدم سجده نمی کنم.* وقتی بطور سطحی بخوانی چه درک می کنیم؟ آیا این نیست که شریعتی را از تبار شیطان میبینیم؟ و تو ای جوان! تو میدانی که شریعتی در این سخن گلایه ای نهفته دارد. او از انسان گلایه می کند که براهی رفته که شیطان اینچنین باد در سینه انداخته و به خود می بالد.هنوز هم چنین است و اینچنین می ماند)

جمله ای معروف از شریعتی که در سخنرانیهایش بسیار شنیده ام این مضمون را دارد:

((بزرگترین گناه من در محافلی که ( روشنفکران) و تحصیلکرده های ما حضور دارند این است که هنوز سخنان 1400 سال پیش را می زنم و آنها معتقدند که تاریخ مصرف این سخنان به پایان رسیده و زمانی که در محافل مذهبی همان سخنان را تکرار می کنم، مرا به خروج از دین و گمراهی انسانها محکوم می کنند، و این جرم من است.))

ولی من هم به این جمله اعتقاد راسخ دارم که: آثار شریعتی تاریخ مصرف ندارد.چون که او درد دین داشت و دینش (اسلام) تاریخ مصرف ندارد.

جهت اطلاع به عرض می رسونم که  در حال حاضر کتاب هبوط  اونجوری  که  شریعتی نوشته دیگه منتشر نمی شه. کتابی که چاپ می شه تحت عنوان (هبوط در کویر) هست که چکیده ای از کتابهای هبوط و کویر  اند. در اصل سانسور در کتابها نیز اعمال می شه. ولی کتاب هبوط که در سال 48 به چاپ رسیده و من اون رو دارم و هنوز هم در بعضی از مکانهایی که کتب دست دوم خرید و فروش می شه میتونین پیدا کنین. البته با توجه به اینکه تا چند سال پیش امکانات چاپ بسیار ضعیف بوده فونت کتاب یه مقدار نا خواناست و یه مقدار چشم رو اذیت می کنه و اگه خواستین دست دوم تهیه کنین توجه داشته باشین که چند صفحه ی آخر کتاب به صورت دست نویس هست که خط دکتر شریعتی هست که عینن کپی شده و چاپ شده.

+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت   توسط مهدی  | 

به دکتر شریعتی گفتند :" استاد! سیگار طول زندگی آدمو کوتاه میکنه" در جواب گفت :" من به عرض زندگی فکر میکنم.

                                                                    برگرفته از سایت روز 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم فروردین 1386ساعت   توسط مهدی  | 

 

هیچ تاریخی به شگفتی و دردناکی اسلام نیست . مذهبی که همیشه در بیرون بر بیگانه پیروز بوده است و همیشه در خانه از آشنا شکست خورده است!

 چه کسی می تواند بسادگی تصور کند که پیشوایان راستین اسلام بدست پیشوایان دروغین اسلام همگی یا کشته شده اند و یا مسموم گشته اند؟

سرنوشت تشیع، سرنوشت روح اسلام است.

 روحی که قربانی کالبد خویش بوده است . خاندان محمد با شمشیرهایی به شهادت رسیده اند که بر آن آیات جهاد در راه خدا و شعار توحید نقش بسته بوده است و در زمان حکومت کسانی که بانیان مساجد و مجاهدان در راه دین و فاتحان اسلام و جامعان و مروجان رسمی قرآن در جهان بوده اند.

کیست که نداند، اسلام را نه سلاح رستم فرخزاد، بلکه روایات ابوهریره و فتوای کعب الاحبار و ابوموسی اشعری و عرفای نامی و خلفای پیغمبر اینچنین نمود که میبینیم و اینچنین ساخت که داریم!

و هیچ تاریخی همچون اسلام تکراری نیست. هم اکنون نیز همچنان است که بوده است و بدتر از آن.

اگر شبه روشنفکران جهان که دشمنان صریح اسلامند که به تعبیر حسین(ع)- اگر دین ندارند، لااقل آزاده اند و آزادگیشان همین است که خود را پنهان نمی کنند- توانسته اند در محو اسلام موفقیتهایی کسب کنند و خیل بسیاری از جوانان و تحصیلکرده های ما را صید کنند، توفیقشان را یکسره مرهون نقش ماهرانه ی شبه روحانیون هستند که با اجرای نمایشنامه ( مسخ اسلام )، آنان را از اسلام رم داده اند.

منبع: کتاب چه بايد کرد؟ دکتر علی شريعتی- ص 12 و 13

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم فروردین 1386ساعت   توسط مهدی  | 

 سلام به دوستای خوبم. قبول دارم که خیلی از زمان به روز شدن وبلاگم گذشت. راستش دلیل عمدش هم آخر سال بوده. وقتی که آخر سال میشه آدم متوجه میشه چقدر کار عقب مونده داره که باید انجام بده. من هم از این موضوع خارج نبودم. قبول کنین روزی ۱۴ ساعت کار دیگه وقتی نمیزاره که آدم به این کاراش برسه. حقیقتش این چند روزه با خودم توی این فکر بودم که فقط میخواد سال تموم بشه و یه سال دیگه بیاد که ما اینهمه کار عقب افتاده داریم. حالا اگه بهمون بگن قرار عمرت تموم بشه چقدر کار عقب مونده برامون می مونه. الان که این مطلب رو مینویسم جمعه عصر هست. جالبه آخرین عصر جمعه ی سال. خیلی اتفاقی متنی رو که آماده کردم در مورد انتظار فرج امام زمان (عج) بود.

جبر تاریخ می گوید:علیرغم آنکه می بینیم جهان و تاریخ و زندگی و نظامهای اجتماعی بنفع طبقه حاکم ، بنفع سرمایه داری و بنفع حافظان سرمایه پیش می رود و توده های محروم- یعنی آنهایی که همیشه غارت می شوند و شلاق می خورند -  در آخرشایسته بقاء می شوند.

تاریخ بر اساس جبر حرکت می کند

             نه زر و زور و قدرت این و آن ، ونه حیله گران و سرمایه داران .

 تاریخ سرنوشت خود را ورق می زند.

                    تاریخ خودش مثل جامعه زندگی مستقل از افراد دارد.

تاریخ رودخانه ایست که مستقل از قطره های آبش و ماهیها و حشرات وموجوداتی که  در آن شنا می کنند حرکت می کند و از منازلی می گذرد و جبرا" و قطعا" بر خلاف اراده همه کسانی که ارادشان حاکم بر سرنوشت مردم است به سرمنزلی که برایش تعیین شده می رسد و هیچ حیله و قدرتی نمی تواند حرکتش را سد کند و یا مسیرش را منحرف کند.

نهر تاریخ از کوهستانهای سنگ و سخت و پیچ و خمهای سنگلاخی و تنگنای ناهموار و صخره ها و مردابها و دره ها و موانع می گذرد و در نهایت به دریا می ریزد، به دشت می رسد.آنجا دشتی هموار و یکنواخت و برابر برای عموم است. در آنجا طبقه از بین می رود و تضاد بین کسانی که پوله پولشان را می گیرند با کسانی که پوله بازویشان را هم نمی گیرند از بین می رود. در آنجا زندگی در اختیارهمه و امکانات برای همه یکسان است. عدالت پیروز می شود و تضاد طبقاتی از بین رفته و جامعه ای بی استثمار، بی زر و بی زور تحقق پیدا میکند. چگونه؟

                                                  قطعا" و جبرا".

مذهب انتظار یک فلسفه مثبت تاریخ، یک جبر تاریخ، یک خوشبینی فلسفی، یک عامل فکری و روحی  حرکت بخش، تعهد آور و مسئولیت ساز و بالاخره فلسفه اعتراض به وضع موجود و نفی ارزشها و نظامهای حاکم در طول قرون است.

 

منبع: کتاب انتظار – دکتر علی شریعتی – ص 54 – تصحیح صفحات 42 تا 44

 

وقتی داشتم متن بالا رو تایپ می کردم خیلی احساس خوبی پیدا کردم. یه جور اعتماد به نفس، یه جور آینده نگری توی دنیا دیدم. امید به زندگی و این برای من خوشایند بود.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت   توسط مهدی  | 

در باغ « بی برگی » زادم

   و در ثروت « فقر » غنی گشتم.

       و از چشمه « ایمان » سیراب شدم.

          و در هوای « دوست داشتن » ، دم زدم.

               و در آرزوی « آزادی » سر بر داشتم.

                   و در بالای « غرور » ، قامت کشیدم.

                    و از « دانش » ، طعامم دادند.

              و از « شعر » ، شرابم نوشاندند.

          و از « مهر » نوازشم کردند.

       و « حقیقت » دینم شد و راه رفتنم.

    و « خیر » حیاتم شد و کار ماندنم.

و « زیبایی » عشقم شد و بهانه زیستنم.

 «دکتر علی شریعتی

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت   توسط مهدی  | 

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست و مرا به زیور صالحین بیارای و در گستردن داد و فرو خوردن خشم و خاموش کردن فتنه و خصومت اصلاح میان مردمان و فاش کردن نیکی های اهل ایمان و پوشاندن عیب ایشان و حسن معاشرت نایل گردان .

خدایا به سوی آمرزش تو کوچ کرده ام و به سوی عفو تو آهنگ نموده ام و به گذشت تو مشتاق گشته ام  و به فضل تو اعتماد کرده ام در صورتی که موجبات مغفرت تو نزد من نیست و چیزی که بوسیله آن سزاوار عفو تو گردم در کردار من نیست و پس از این حکم ، که من خود در باره خود راندم جز فضل و احسان تو چیزی سرمایه ی امیدی ندارم.

خدایا مرا به منطق هدایت گویا ساز و به آیین تقوی ملهم نمای و به خوی و خصلتی که پاکیزه تر است موفق بدار و به کاری که پسندیده تر است بگمار. خدایا ، مرا به بهترین راه ،روان ساز و چنان کن که بر آیین تو بمیرم و هم بر آن آیین زندگی از سر بگیرم.

دکتر علی شریعتی-کتاب نیایش-بخش نیایش در طلب اخلاق

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت   توسط مهدی  | 

    

انسان آگاهی که مسئولیت حس می کند، ودر برابر حق وباطل  قدرت تشخیص دارد، اگرخودش را به گوشۀ خلوت عبادت بکشاندگویی یک انسان مجاهد، آزاد وآگاه را به نفع ظلم قربانی کرده واین انسان مجاهد و آگاه، خودش است. این جنایتکاری است که بی مزد ومنت جنایت می کندوبهترین عنصرهای ایمان را به سودکفرقربانی می کند. اینها بدترین اصحاب اند[عناصرند] اینها در پای ظلم خودکشی می کنند... نفس انسان بودن، آگاه بودن، ایمان داشتن، زندگی کردن، آدمی را مسئول جهاد می کند وحسین مَثَل اعلای انسانیت زندۀ عاشق وآگاه است. توانستن یا نتوانستن، ضعف یا قدرت، تنهایی یا جمعیت، فقط شکل انجام رسالت وچگونگی تحقق مسئولیت را تعیین می کندنه وجودآن را.

مردی از خانه فاطمه بیرون آمده است، تنها وبی کس، با دست های خالی، یک تنه بر روزگار وحشت و ظلمت وآهن یورش برده است. جز"مرگ" سلاحی ندارد! اما او، فرزند خانواده ای است که «هنرخوب مردن» را، در مکتب حیات خوب آمیخته است. دراین جهان، هیچ کس نیست که همچون او بداندکه: چگونه باید بمیرد!!! دانشی که دشمن نیرومند او- که برجهان حکومت می راند از آن محروم است، واین است که قهرمان تنها، به پیروزی خویش بر انبوه سپاه خصم، این چنین مطمئن است، واین چنین مصمم وبی تردید، به استقبال آمده است. آموزگاربزرگ شهادت اکنون برخاسته است، تا به همۀ آنها که جهاد راتنها در توانستن می فهمند وبه همۀ آنها که پیروزی بر خصم را تنها در "غلبه"، بیاموزدکه:

شهادت، نه یک باختن،که یک انتخاب است، انتخابی که در آن، مجاهد با قربانی کردن خویش، در آستانه ی معبدآزادی ومحراب عشق، پیروزمی شود...

در فرهنگ ما شهادت مرگی نیست که دشمن ما بر مجاهد تحمیل کند. شهادت مرگ دلخواهی است که مجاهد با همۀ آگاهی وهمۀ منطق وشعور و بیداری و بینایی خویش، خود انتخاب می کند!

حسین را نگاه کنید،ازشهرخویش بیرون می آید، زندگیش را رها می کندو بر می خیزد تا بمیرد! زیرا جز این سلاحی، برای مبارزۀ خویش، برای رسوا کردن دشمن، و برای دریدن این پرده های فریبی که بر آن قیافۀ کریه نظام حاکم زده اند، ندارد، برای اینکه اگر نمی تواند دشمن را بشکند، لااقل به این وسیله رسوا کند، اگر نمی تواند قدرت حاکم را مغلوب سازدآن را محکوم کند.

در همۀ قرن ها وعصرها، هنگامی که پیروان یک ایمانی، ویک اعتقادی قدرت دارند با جهاد، عزتشان وحیاتشان را تضمین می کنند، و وقتی که به ضعف دچارشدند وهمۀ امکانات مبارزه را از آنان گرفتند، با شهادت، حیات وحرکت وزندگی وایمان و عزت وآینده وتاریخ خودشان را تضمین می کنند.

که:

شهادت دعوتی است به همۀ عصرها، وبه همۀ نسل ها، که:

اگر می توانی

                بمیران!

                         واگرنمی توانی

                                            بمیر!

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم بهمن 1385ساعت   توسط مهدی  | 

حکومت مذهبی رژيمی است که در آن به جای رجال سياسی ، رجال مذهبی (روحانی) مقامات سياسی و دولتی را اشغال می کنند و به عبارت ديگر حکومت مذهبی يعنی حکومت روحانيون بر ملت. آثار طبيعی چنين حکومتی يکی استبداد است ، زيرا روحانی خود را جانشين خدا و مجری اوامر او در زمين می داند و در چنين صورتی مردم حق اظهار نظر و انتقاد و مخالفت با او را ندارند . يک زعيم روحانی خود را بخودی خود زعيم ميداند ، به اعتبار اينکه روحانی است و عالم دين ، نه به اعتبار رأی و نظر و تصويب جمهور مردم ؛ بنابراين يک حاکم غير مسئول است و اين مادر استبداد و ديکتاتوری فردی است و چون خود را سايه و نماينده خدا می داند ، بر جان و مال و ناموس همه مسلط است و در هيچ گونه ستم و تجاوزی ترديد به خود راه نمی دهد بلکه رضای خدا را در آن می پندارد . گذشته از آن ، برای مخالف ، برای پيروان مذاهب ديگر ، حتی حق حيات نيز قائل نيست . آنها را مغضوب خدا ، گمراه ، نجس و دشمن راه دين و حق می شمارد و هرگونه ظلمی را نسبت به آنان عدل الهی تلقی می کنند

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم دی 1385ساعت   توسط مهدی  | 

« من در مشهد با دکتر بودم. در فرانسه هم با هم درس میخواندیم. همکلاس بودیم و با هم سر کلاس اساتید میرفتيم. روزنامة «ايران امروز» را هم به كمك يكديگر منتشر مي‌نموديم. در آن دوران كه دكتر شريعتي در حسينية ارشاد سخنراني مي‌نمود، من نيز كلاسهايي برای شناخت جریانات فکری روز و مباحث جامعه‌شناسی در حسينيه داشتم. در کانون نشر حقایق هم با یکدیگر همکاری داشتیم. بعدها که هر دو در تهران ساکن شدیم، منزل من در کوی دانشگاه بود و علي خیلی شبها پیش من میآمد.»

بقیه دارد....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آذر 1385ساعت   توسط مهدی  | 

سخنان زیبای نهج البلاغه مظهر زیبایی سخن است.اما من یک سخن علی را در هشت یا ده سالگی نقل میکنم زیبایی تعبیر، زیبایی تلقی، زیبایی بیان، زیبایی روح، علی بچه ایست در خانه پیغمبر، اصلا" در خانه او زندگی می کند، وارد اتاق می شود، می بیند خدیجه وپیغمبر نماز می خوانند ، برایش شگفت انگیز است که اینها چکار می کنند، ندیده بود، بعد که تمام می شود میپرسد که چکار می کردید؟ پیغمبر توضیح می دهد که من مبعوث شدم از طرف خداوند و این نماز است که در برابر او می خوانم و تو را به توحید و نبوت خودم می خوانم.یک بچه هشت ساله، ده ساله ولو نابغه، چه خواهد گفت؟ یا فرار می کند بدون اینکه حرفی بزند ، یا اینکه می گوید هر چه خودتون می فرمایید، من چه میفهمم.

این حرف را میزند: ......

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385ساعت   توسط مهدی  | 

دنيا را بد ساخته اند.........

                           کسي را که دوست داري،تورادوست نمي دارد.

 

                کسي که تورا دوست دارد ،تو دوستش نمي داري......

 

اما کسي که تو دوستش داري و او هم تو را دوست دارد به رسم و آئين هرگز به هم نمي رسند.....

                                                                             و اين رنج است .

 

......زندگي يعني اين.

                                 (دکتر علی شریعتی). برگرفته از وبلاگ به امید بودن

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم مهر 1385ساعت   توسط مهدی  | 

به نظر می رسد دکتر شریعتی در نقد روحانیت چند مسئله را رعایت نکردند. نگاه و سخنان تند علیه علما  وبزرگان حوزه از جمله علامه مجلسی ، خواجه نصیر، و... وبکار بردن تعبیرات نادرست واحساسی در مورد این بزرگان .و درک نکردن شرایط و موقعیت آن بزرگان. نداشتن .درک وشناخت کافی وهمه جانبه  نسبت به اسلام . و ارائه  نظریات  نادرست .و نگاه یک بعدی به تعالیم.

به نظر بنده در میان روحانیون منطقی ترین ومنصفانه ترین پاسخ ها و واکنش ها را شهید بهشتی و رهبر معظم انقلاب داشتند.

شهید بهشتی در این باره معتقدند که :( (  شریعتی الف )کاوشگری بی آرام که اسلام را درحد کتاب هایی که در دهه های اخیر درباره زمینه های گوناگون اسلامی وشیعی نوشته شده و سخنرانی هایی که در این زمینه ایراد شده می شناخته است ب )با سوالات ونیازهای نسل جوان ، بخصوص جوان تحصیل کرده زمان خود ،آشنایی فراوان داشته  است .ج ) پاسخ ها را در کتاب ها وسخنرانی ها نیافته  د )به علوم اجتماعی معاصر برای یافتن پاسخ  به این سوالها رو آورده و پاسخ را در آنها هم نیافته .و با پیوندی که در دل و احساسش با اسلام و چهره های برجسته اسلامی بخصوص پیامبران وائمه اطهار (ع )و قهرمانان شیعه داشته بار دیگر به بازشناسی اسلام پرداخته است .

 اشتباهات : در نوشته های شریعتی خامی های فراوانی وجود دارد و کار تحقیقی مستندش از کار قریحه ای و ذوقی اش بسیار کمتر . پرخاشگری های نابجا و یا بیش از حد به چهره در گفته ها ونوشته هایش و دیگری ستایش های مفرط .انسان در بعضی از نوشته های او می بیند که اباذری که او توصیف می کند انگار یک قدم از محمد بالاتر است . ))

اینکه بعضی ها شریعتی را مخالف روحانیت قلمداد می کنند قبول ندارم