"مدتي است كمرم درد مي كند و شبها نمي توانم بخوابم،هر دوايي هم كه خورده ام نتيجه اي نداره ..."

دلاك گفت:"اتفاقا دواي اين خيلي ساده است شما يك سير خاكشير بگيريد و شب در آب نم كنيد و بگذاريد تا صبح خيس بخورد،بعد صبح ناشتا ميل كنيد،همين!مشتري هم اظهار تشكر كرد.

پس از مدتي باز مشتري گفت :"نمي دانم علامت پيري است! چشمم كم نور شده.دكتر مي گويد بايد عينك بزني و عينك زدن هم براي من قابل تحمل نيست.نمي دانم چه بكنم،چشمم به خط قرآن نمي گيرد.دلاك بيدرنگ حرف او را مي برد و مي گويد :اتفاقا امتحان شده،شما يك سير خاكشير بگيريد،شب نم مي كنيد،ناشتا پيش از صبحانه ميل مي فرمائيد،سه شب اين كار را بكنيد افاقه مي شود.

باز مدتي مي گذرد و مشتري چند تا مرض ديگرش را مي گويد دلاك باز هم همين خاكشير را تجويز مي كند.در آخر مشتري براي اينكه مسير حرف را عوض كند مي گويد:"زندگي خيلي عوض شده،با همين حقوق و با همين درآمد چند سال پيش من يك زندگي مرفهي داشتم حالادرآمدهايي هم بر حقوقم اضافه شده باز هم هشتم گرو نهم است،به طوري كه از چشم طلبكارها اصلا از خانه نمي توانم بيرون بيايم!" دلاك مي گويد:"يك سير خاكشير شما نم مي كنيد و..." مشتري اعتراض مي كند كه اين چه جور دوايي است كه هم بدرد كمر ميخورد هم بدرد چشم ميخورد و هم بدرد قرض؟؟!!

دلاك توضيح ميدهد كه سي سال تمام من هر شب يك سير خاكشير نم مي كنم،صبح ناشتا مي خورم و تا حالا هيچ بدي از آن نديده ام!

%%%

يك نوع "تشيع خاكشيري"،مكتب خاكشيري،خاكشيريسم!!

عنوان تشيع صفوي و تشيع علوي خود بخود شامل اين نظريه است كه پس دو نوع تشيع داريم،و اين دو گونه تشيع دو نوع پيرو دارد...